پل نويا ( مترجم : اسماعيل سعادت )
253
تفسير قرآنى و زبان عرفانى ( فارسى )
گفتنى است كه هم خرّاز و هم ترمذى به موضوع « حكم » توجّه كردهاند . فراست به كسى كه از آن برخوردار است قدرت « توبيخ و انذار » مىدهد ؛ صاحب فراست ، با خواندن اسرار ، ضمير زندهء خواستهاى خدا از انسان مىشود « تا سرابهاى پندار را محو كند » . جنيد دربارهء تفاوت « فراست » و « ظنّ » چنين گفته است : « ظنّ بر حسب تغييرات دل تغيير مىكند ؛ ولى فراست با نور پروردگار هرگز به خطا نمىافتد . » « 152 » حسن خلق « قبول بدون جزع و قلق آنچه از غيب مشيّت الهى از طريق جفاى خلق و قضاى حق بر تو وارد مىشود . » « 153 » در حقيقت ، حسن خلق ، به موجب تعبيرى كه خرّاز از محاسبى « 154 » نقل مىكند ، اين است كه « خود را آماج تيرهايى كنى كه از قضاى پروردگارت نازل مىشود » و نيز آن است كه خود را و ديگران را تحمّلكنى ، بىآنكه هرگز شكايت خود را نزد ابناء جنس خود ببرى . براى ترمذى حسن خلق « از « حرّيّت » نشأت مىكند ؛ عمل آن از بين بردن خشم و كاستن از اعتراض است ؛ ضدّ آن آزار و شناعت و پستى است ( برگ 149 الف ) . عدل « ترك دادستانى از اهل جهل و بذل فضل به اهل فضل . . . » و با اين همه « بدون استحقار اهل جهل و ميل و محابا به اهل فضل » : اين است عدل . ترمذى « شروع عدل را در شناختن امر و حقوق خدا » مىداند ؛ « عمل آن استقامت و ضدّ آن جور است » ( برگ 149 الف ) . ترمذى فرق ميان فضل و عدل و جود را چنين تصريح مىكند : « فضل هنگامى است كه باطن انسان بهتر از ظاهر او باشد ؛ عدل هنگامى است كه ظاهر و باطن يكى باشد ؛ و بالأخره جود هنگامى است كه ظاهر بهتر از باطن باشد » ( برگ 139 ب ) . رحمت « ترحّم بر نفس با بازداشتن آن از معصيت و حفظ آن در پناه دژهاى طاعت ؛ در حقيقت نفس
--> ( 152 ) . منقول در اقوال الائمّه ، برگ 220 الف . ( 153 ) . « گفتهاند خلق آن است كه هر چه فرا تو رسد ارجفاء خلقان همه فراپذيرى و قضاء حق را گردن نهى ، هيچ ناشكيبايى و بىآرامى نكنى » ( نقل از ترجمهء رسالهء قشيريه - م . ) ( 154 ) . نگاهكنيد به بالاتر ، ص 241 .